گنجور

 
مولانا

زان مِی خوردم که روح پیمانهٔ اوست

زان مست شدم که عقل دیوانهٔ اوست

شمعی به من آمد، آتشی در من زد

آن شمع که آفتاب پروانهٔ اوست