گنجور



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علیرضا افتخاری » تازه به تازه » تصنیف من مست و تو دیوانه

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس نوشته:

فکر می کنم به جای “دیدی” باید “بودم” باشد.موسیقی شعر و معنی اینطور بهتر به نظر می آید.

👆☹

ناشناس نوشته:

ظاهرا به جای دیدی ، بودم مصطلح تر هست.

👆☹

مهدی نوشته:

این رباعی شباهتهایی نیز با این رباعی ابو سعید ابوالخیر دارد:

عشقم دادی زاهل دردم کردی………….از دانش و هوش و عقل فردم کردی

سجاده نشین با وقاری بودم………….میخواره و رند و هرزه گردم کردی

👆☹

احمد آذرکمان نوشته:

به نظر حقیر مصرع اول باید این طور بوده باشد :
زاهد بُدَم و …

👆☹

حامد نوشته:

در جایی دیگر به جای کلمه «فتنه»،کلمه «حلقه» نگارش شده است.
زاهد بودم ترانه گویم کردی

سر حلقه بزم و باده‌جویم کردی

👆☹

علیرضا نوشته:

این شعر زیبارو بعد از مدتی هم نشینی با صاءب تبریزی سروده و در وصف اونه

👆☹

نسیم نوشته:

باسمه الحبیب

مولانا فقیه نام آور و امام جماعت مسجد جامع بلخ بود

اهل زهد و تقوا و عبودیت و متشرع و مقید به اصول و فروع شرع

و نزد مردم به ورع و تقوا شهرت داشت،تا اینکه با شمس آشنا

شده و شرارۀ آتش عشق الهی شمس بر جان وی زده همچون

شمس از جام شراب طهور عشق الهی سر مست می گردد

و گاه در نظر مردم ظاهر بین کارهایی می کرده که خلاف شرع

به نظر می رسید،از جمله روی شمس برای محو آثار منیت

و شهرت از وی می خواهد که باده بر دوش از میان بازار شهر

بگذرد و مولانا چنین می کند،از آن به بعد مردم در تقوا و صلاح

وی شک کرده و وی را متهم به خروج از شریعت می دانند

تا جائیکه کودکان در کوی و برزن پشت سر وی راه افتاده وی

را تمسخر می کردند لذا این ابیات ظاهرا خطاب به شمس

و وصف آن دوران است:

سجاده نشین با وقاری بودم

بازیچۀ کودکان کویم کردی

👆☹

بابک نوشته:

جلال الدین گویا در هفت سالگى (و به روایتى دیگر دوازده سالگى) از بلخ کوچ کرد…
او پس از مرگ پدر فقیه و ملا در روم و شهر قونیه شد…

👆☹

Mahdi نوشته:

فکر میکنم به جای دیدی بودم باید باشد

👆☹

مهدی نوشته:

در بیت اول به جای واژه فتنه واژه حلقه صحیح تر است
زاهد بودم ترانه گویم کردی
سر حلقهٔ بزم و باده‌جویم کردی

👆☹

مجید نوشته:

در پاسخ به علیرضا
دوست من صائب تبریزی سه قرن بعد از مولانا زیست کرده است

👆☹

علی نوشته:

” دگرگونی ”

در عین گوشه گیری بودم چو چشمِ مستت
واکنون شدم به مستان چون ابروی تو مایل
مضمون این شعر همان است که در رباعی معروف مولانا آمده است:
زاهد بودم ترانه گویم کردی
سرفتنه بزم و باده جویم کردی
سجادہ نشین باوقاری بودم
بازیچه کودکان کویم کردی

این تغییر و تحول را غربیان conversion گویند که به معنی معکوس شدن و در جهت مقابل حرکت کردن و دگرگونی کلی یافتن است، و این تغییر را عموما در جهت کمال به کار می برند، اما ادب پارسی اگرچه به ظاهر در جهت فساد و گمراهی می نماید اما آن طنز و مطایبه است و در حقیقت واقعه در مسیر رفتن از نفس به عشق و از دنیا پرستی به عیش و مستی روحانی رخ می دهد.
شاعران چشم ها را از آن جهت که در دو گوشه چهره نشسته اند به صفت زهد و گوشه گیری منسوب می کنند و در عین حال کلمه ” عین ” نیز به معنی چشم است و چشم را به سبب حالتی خوش که از اطوار نگاه است مست و خمار می گویند و ابروان معشوق که گویی چون دو پرستار کمر باریک و یا دو کماندار معالج بر بالین آن چشم بیمار نشسته اند نیز تمایلی و عشقی و کششی به جانب آن بیمار دارند و حال حافظ در نقش این غزل چنین است که در آغاز چون چشم یار در گوشه عزلت نشسته بود و اینک چون ابروان یار مست و محو و حیران است و هر دم چون یاسمن به چپ و راست متمایل می شود و همان عاشقی است که شکسپیر در قطعه ” گیتی تماشاخانه است “، گفت: ” همچون کوره آهنگران آه آتشین می کشد و بر لبش غزلی در وصف ابروان دلبندی می گذرد “.

برگرفته از کتاب ” در صحبت حافظ ”
به قلم حسین الهی قمشه ای

👆☹

علیرضا سالکی نوشته:

اتفاقا معنا و مفهوم دیدی ، درست تر به نظر میاد … زیرا اگر بودم رو در نظر بگیریم بیشتر به معنای گلایه و شکایت بکار میره و گله و شکایت در وجو بزرگی چون مولانا قطعا معنا دار نخواهد بود … ولی اگر با فعل دیدی ، مصرع سوم ختم شود ، بیشتر بدان معنا خواهد بود که این جایگاه وقار رو برلی حال و روز من مناسب ندیدی و به همین علت از وجه خشک جلال من را با لطلفت های وادی جمال آشنا کردی …

👆☹

پیشنهاد تصاویر مرتبط