گنجور

 
مولانا

ای روی تو کعبهٔ دل و قبلهٔ جان

چون شمع ز غم سوختم ای شعلهٔ جان

بردار حجاب و رخ به عاشق بنمای

تا چاک زند به دست خود خرقهٔ جان