گنجور



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین نوشته:

با سلام و عرض خسته نباشید
در مصرع سوم کلمه “احوال” غلط است. به جای آن باید “احول” آورده شود به معنای فرد لوچ یا کسی که چشمان او دوبینی دارد یا باصطلاح چپ است. کلمه احوال علاوه بر اینکه معنی درستی در این بیت ندارد وزن مصرع را نیز انداخته است.

👆☹

علیرضا نوشته:

با سلام
در بیت دوم کلمه ی احول به معنی “دوبین” درست میباشد نه احوال.
لطفا اصلاح بفرمایید.

👆☹

میم.کاف.مهریار نوشته:

در مصراع سوم هم کلمه احوال اشتباه است هم کلمه ای اول زیادیست

👆☹

میم.کاف.مهریار نوشته:

بله ای اول زیاد نیست اشتباه شد

👆☹

حسن صدفی نوشته:

باسلام
زمان زیادی نیست که دانشمندان تصاویری دقیق و دیدنی از سحابی محل تولد ستارگان رو منتشر کردند ؛ جالب اینجاست در نظر اول وقتی به این تصاویر نگاه می کنید اولین چیزی که به ذهن شما متبادر میشه ، تصویر چشم انسان ( قرنیه ، مردمک و…) است ! یعنی اگر کسی در مورد تصویر از شما سوال بپرسه ، شما بی شک پاسخ می دید که این تصویر چشم انسان است، حال آنکه تصویری است از فلک!!! اینجاست که آدم با خوندن این رباعی ، غرق در شگفتی از مولوی میشه… بدون شک مولوی از خرابات هستی است، سکنا در مقام عاشقان لامکان داشته و به مقام بی‌تعین و بی‌تکلف هستی تعلق دارد.

👆☹

نازنین نوشته:

در این شعر کاملا مشهود است که مولوی به مرحله اشراق رسیده و او نور خدا و چشم او را در هر جایی و هر فلکی میدیده.
به مشکات ماند که باشد عیان
همی روشن چراغی در آن
(مولوی-سوره نور آیه۳۵)
در هر فلکی مردمکی میبینم
در هر مردمکی منظر یار میبینم
گردون مهر را کل جهان میبینم
در کل جهان پرتوی یار میبینم
در هیبت یار لرزه برجان میبینم
قامت یار در کل جهان میبینم

👆☹

parinaz نوشته:

در هر فلکی مردمکی می‌بینم
هر مردمکش را فلکی می‌بینم

ای احول اگر یکی دو می‌بینی تو
بر عکس تو من دو را یکی می‌بینم

لغت‌نامه دهخدا

احول . [ اَ وَ ] (ع ص ) مرد که چشمش حولاء باشد. صاحب حول . کژچشم . (زوزنی ) (السامی ) (مهذب الاسماء) (زمخشری ). کج چشم . کژ. کاژ. کاج . کوچ . کلک . کلیک . کلیک چشم . (دستور). چپ . دوبین . دوبیننده . اخلف . (منتهی الارب ). کسی که یک چیز را دو بیند. (غیاث ). آنکه یکی را دو بیند. (مؤید). احدر. کلاژ. کلاژه .کلاجو. کلاذه . لوش . لوچ . چشم گشته . (صحاح الفرس ). گشته کاینه . شاه

ahwl is an arabic word. In English I got: squint, cock-eyed - cross-eyed.
ahwl
ahwl fits much better in this poem

👆☹

الناز نوشته:

زمانی که با علم به این منظر نگاه میکنیم میبینیم که بر مبنای فیزیک کوانتوم و کشف ذرات بنیادی تمام هستی از انفجار بیگ بنگ تا کنون از ذرات بنیادی تشکیل شد تا پیدایش زمین و انسان همه و همه از همین ذره به وجود آمدیم حال آنکه زمانیکه به خود مینگریم در واقع تصویری از کل جهان هستی را میبینیم که در ما منعکس شده است و ما خود جهان هستی ،هستیم و همه ما یکی هستیم همان ذره ( هر کس در جستجوی حقیقت باشد این اولین اصل مهم هست که به اون میرسد) و چه با علم چه با دل میتوان به این مهم دست پیدا کرد همانطور که مولانا و شمس و بسیاری از انسانهای بزرگ به این حقیقت رسیدن

👆☹

.. نوشته:

پند است و فریب و آزمون، پیرامون!
تا دریابی و باور آریش که چون

وآنگاه ز پختگی همه خنده شوی
پیرامون گردی و پیاپی افزون..

ن.ت

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید