گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

امسی و اصبح بالجوی اتعذب

قلبی علی نار الهوی یتقلب

ان کنت تهجرنی تهذبنی به

انت النهی و بلاک لا اتهذب

ما بال قلبک قد قسا فالی متی

ابکی و مما قد جری اتعتب

مما احب بان اقول فدیتکم

احیی بکم و قتیلکم اتلقب

و اشرتم بالصبر لی متسلیا

ما هکذی عشقی به لا تحسبوا

ما عشت فی هذا الفراق سویعه

لو لا لقائک کل یوم ارقب

انی اتوب مناجیا و منادیا

فانا المسیء بسیدی و المذنب

تبریز جل به شمس دین سیدی

ابکی دما مما جنیت و اشرب

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.