گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

نور دل ما روی خوش تو

بال و پر ما خوی خوش تو

عید و عرفه خندیدن تو

مشک و گل ما بوی خوش تو

ای طالع ما قرص مه تو

سایه گه ما موی خوش تو

سجده گه ما خاک در تو

جولانگه ما کوی خوش تو

دل می‌نرود سوی دگران

چون رفته بود سوی خوش تو

ور دل برود سوی دگران

او را بکشد اوی خوش تو

ای مستی ما از هستی تو

غوطه گه ما جوی خوش تو

زرین شدم از سیمین بر تو

یک تو شدم از توی خوش تو

سر می‌نهم و چون سر ننهد

چوگان تو را گوی خوش تو

خامش کنم و خامش چو سکست

های و هویم از هوی خوش تو

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سعید در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۳۰ نوشته:

در مصرع اول بیت آخر، فکر کنم "شکست" درست باشه...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
وحید در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۴ نوشته:

بسمه تعالی
مولانا مثل همیشه انسان را مدهوش مینماید و در بحر قلزم فرو میبرد
حال دوباره با ریتم موسیقیایی شعر بالا را بخوانید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روح اله در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۸ نوشته:

درود و سلام
سکست در مصرع اول بیت آخر درست است و مخفف سُک است.
سُک: نام وسیله ای نوک تیزه که برای به حرکت درآوردن الاغ و اسب استفاده میشه. همون سیخونک امروزی.
مولانا در این بیت میگه که کلمه خاموش باش برای من مثل سُک است و مرا تحریک و وادار به سخن و های و هوی می کند.
همچنین در این بیت:
دم نزنم زانکه دم من سُکست
نوبت خاموشی و ستّاری است (غزل 512)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.