گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۴۷

 
جلال الدین محمد مولوی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات
 

اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم

میان حلقه عشاق ذوفنون باشم

منم به عشق سلیمان زبان من آصف

چرا ببسته هر داروی فسون باشم

خلیل وار نپیچم سر خود از کعبه

مقیم کعبه شوم کعبه را ستون باشم

هزار رستم دستان به گرد ما نرسد

به دست نفس مخنث چرا زبون باشم

به دست گیرم آن ذوالفقار پرخون را

شهید عشقم و اندر میان خون باشم

در این بساط منم عندلیب الرحمان

مجوی حد و کنارم ز حد برون باشم

مرا به عشق بپرورد شمس تبریزی

ز روح قدس ز کروبیان فزون باشم

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.