گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

بیا با هم سخن از جان بگوییم

ز گوش و چشم‌ها پنهان بگوییم

چو گلشن بی‌لب و دندان بخندیم

چو فکرت بی‌لب و دندان بگوییم

به سان عقل اول سر عالم

دهان بربسته تا پایان بگوییم

سخندانان چو مشرف بر دهانند

برون از خرگه ایشان بگوییم

کسی با خود سخن پیدا نگوید

اگر جمله یکیم آن سان بگوییم

تو با دست تو چون گویی که برگیر

چو همدستیم از آن دستان بگوییم

بداند دست و پا از جنبش دل

دهان ساکن دل جنبان بگوییم

بداند ذره ذره امر تقدیر

اگر خواهی مثال آن بگوییم

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

.. در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۷ نوشته:

کسی با خود سخن پیدا نگوید
اگر جمله یکیم، آن‌سان بگوییم..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.