گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۰۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم

چونک چشیدم از لبش یاد شکر چرا کنم

از گلزار چون روم جانب خار چون شوم

از پی شب چو مرغ شب ترک سحر چرا کنم

باده اگر چه می خورم عقل نرفت از سرم

مجلس چون بهشت را زیر و زبر چرا کنم

چونک کمر ببسته‌ام بهر چنان قمررخی

از پی هر ستاره گو ترک قمر چرا کنم

بر سر چرخ هفتمین نام زمین چرا برم

غیرت هر فرشته‌ام ذکر بشر چرا کنم

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شقایق نوشته:

سلام دوستان بیت آخر به ماجرای ابلیس و سجده کردن به انسان ایهام داره؟؟؟

👆☹

شقایق نوشته:

ببخشید منظورم شیطان بود.

👆☹

بهادر نوشته:

در جواب باید گفت خیر، بیت هفت اشاره به اوج اعتلا و معراج پیامبر اسلام دارد که حتی فرشته نیز به مقام او راه ندارد و غبطه مقام او را میکند، طبعاً انسانی که به اعتلا می‌اندیشد باید با تاثیرپذیری از چنین نمونه متعالی، نگاه به پس نداشته و رو به سوی اعتلای روحی داشته باشد:
بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را
کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام