گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

باز هر یک مرد شد شکل درخت

چشمم از سبزی ایشان نیکبخت

زانبهی برگ پیدا نیست شاخ

برگ هم گم گشته از میوهٔ فراخ

هر درختی شاخ بر سدره زده

سدره چه بود از خلا بیرون شده

بیخ هر یک رفته در قعر زمین

زیرتر از گاو و ماهی بد یقین

بیخشان از شاخ خندان‌روی‌تر

عقل از آن اشکالشان زیر و زبر

میوه‌ای که بر شکافیدی ز زور

همچو آب از میوه جستی برق نور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۷ نوشته:

داستان پاک خردستیزانه است و مولانا به آسانی از گریوه آن برآمده است . و یک داستان دریافته را با همه خرد ستیزیش با واژگان ادا کرده است .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۳۳ نوشته:

کتابی هم به نام در غیاب عقل از سید عبد الحمید ضیایی وجود دارد که در ان از خرد ستیزی در برابر نابخردی و نیز بخردی سخن می رود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۲ نوشته:

در شوشتر بختیاری ها نخسته و منده نباشی را به کار می برند شمس جانم . اما من از روزی که شما فرمودید تند خوانی می کنید از نهیب شما نمی یارم بگویم کجای مثنوی هستم !

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.