که ناگاه از دشت گردی بخاست
که برشد سر گرد بر چرخ راست
سپاهی برون آمد از گرد یار
سراسر در آهن نهان شد شرار
چنان اندر آهن بدی مرد غرق
ز سر تا به پا و ز پا تا به فرق
تو گفتی مگر مرد از آهن است
نه در سر یلان را به کین جوشن است
چو آمد مر آن لشکر از گرد راه
دلیری برون آمد از آن سپاه
ز سر تا به پا سرخ پوش آن دلیر
چو مه کو شود در شفق جایگیر
به رخ بر یکی پرده نیلوفری
سپاهی چو شیر اندر آن داوری
به دست اندرش نیزهای بود راست
تو گفتی که در دشت شیر اژدهاست
به نزدیک ارژنگ شد رزمساز
چو دید آنچنان گرد گردن فراز
از آن جنگ دروازه پیچید روی
بدان نامور گشت پیکارجوی
چو دیدند هیتالیان آن ستیز
که پیدا شد از دشت یک رستخیز
به ژوبین و شمشیر بردند دست
به ارژنگیان اندر آمد شکست
به پیکار آن قلعه دست آختند
دلیران سر از پای نشناختند
ز بالا همه شهر نظارهگر
وزین روی این شیر پرخواشخور
بد آن سرخ پوش اندر آمد چو شیر
بزد بانک کای مرد گرد دلیر
چو نامی و این کینه با شاه چیست
بگو تا نژادت به گیتی به کیست
بدو گفت آن سرخ پوش سوار
که با نام گردان ترا چیست کار
بگفت این و برداشت پیچان سنان
درآمد بر او همچو شیر ژیان
سنان درربود آن جهانجوی هم
درآمد بر او همچو شیر دژم
به نیزه گسستند بند زره
کشود این سرند و آن زد گره
زره حلقه حلقه فرو ریختند
دو شیر ژیان در هم آویختند
سنان درکف هردو شد ریزه ریز
چنان آن دو شیر ژیان در ستیز
خروشان و جوشان چه شیران زوش
نهادند گرز گران را به دوش
چنان گرم شد رزم گرز گران
که شد گرم بازار آهنگران
سر و ترک هر دو شد از گرد پست
فکندند گرز گران را ز دست
کمربند یکدیگران را به چنگ
گرفتند آن هر دو فیروز جنگ
به کشتی گرفتن چه شیر دژم
برآویختند آن دو پر دل به هم
کمربند هر دو ز نیزه گسیخت
زره از تن هر دو بر خاک ریخت
رخ هر دوان پر خوی و خاک شد
بر و سینه از ناخنان چاک شد
چنین تا خور آزین به خاور کشید
شب تیره از کوه چادر کشید
سپهدار را گفت آن سرخ پوش
که ای نامور شیر با تاو و توش
شب آمد برو سوی پرده سرای
نشین شاد با نای و پرده سرای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، توصیف نبردی حماسی و دلیرانه بین دو جنگجو مورد توجه قرار گرفته است. ابتدا، سپاهی از دور به میدان میآید و مدافعان در برابر آن قرار میگیرند. یکی از دلیران با پوشش سرخ و همچون شیر به میدان میآید و با دشمنان به مبارزه میپردازد. نبردی شدید بین دو جنگجوی رزمآور در میگیرد که هر کدام با نیرویی فوقالعاده و شجاعت به یکدیگر حمله میکنند. هر دو در حالی که زرههایشان را در نبرد از دست میدهند، به مبارزات پرغرور ادامه میدهند و در نهایت به یک دیگر میچسبند و تا مرز شکست پیش میروند. در پایان، با فرارسیدن شب و حذف ایستادگی، یکی از جنگجویان به سپهدار میگوید که بهتر است به آرامش برگردند و شب را در شادی بگذرانند.
هوش مصنوعی: ناگهان از دشت، گرد و غباری بلند شد که نشان از سرخی و نشاطی در آسمان داشت.
هوش مصنوعی: یک سرباز از حلقه دوستان بیرون آمد و در دل آهنی پنهان شد، در حالی که شعلهای از خشم در درون او نهفته بود.
هوش مصنوعی: مردی در شرایط سخت و دشوار به سر میبرد، به گونهای که تمام وجودش از بالا تا پایین در غرقاب مشکلات فرو رفته است.
هوش مصنوعی: تو گفتی آیا مرد از آهن ساخته شده که نمیتواند در برابر زخمها و آسیبها مقاومت کند؟ نه، اینگونه نیست که یلان باید همیشه با خون و آسیبها سر و کار داشته باشند.
هوش مصنوعی: وقتی آن سپاهیان از دور به نزدیک آمدند، دلیری و شجاعت از میان آن جمعیت نمایان شد.
هوش مصنوعی: آن دلیر از سر تا پا لباس قرمز به تن کرده است، همچون ماهی که در نور غروب جای میگیرد.
هوش مصنوعی: در این بیت، به تصویر کشیدن یک سپاهی که مانند شیری قوی و شجاع در پس پردهای نیلوفری قرار دارد، اشاره شده است. این تصویر به نماد قدرت و شجاعت اشاره دارد که در عین حال در حالت آمادهباش و انتظار قرار گرفته است. پرده نیلوفری نماد زیبایی و لطافت، و شیر نماد قدرت و اراده است.
هوش مصنوعی: در دست او نیزهای بود راست و درست که به شکلی گویی در دشت، شیری همچون اژدها وجود دارد.
هوش مصنوعی: به سوی ارژنگ، رزمندهای رفت و وقتی آن گردن فراز را دید، متوجه شد که چگونه است.
هوش مصنوعی: در پی جنگ، خبر آن به سرعت در گوشه و کنار پراکنده شد و نام شخصی که در این نبرد متعهد و جستجوگر بود، به شهرت رسید.
هوش مصنوعی: وقتی ایتالیاییها آن نبرد را مشاهده کردند که از دشت یک شورش بزرگ و غیرمنتظره به وجود آمد، شگفتزده شدند.
هوش مصنوعی: با نیزه و شمشیر به جنگ ارژنگیان رفتند و آنها را شکست دادند.
هوش مصنوعی: دلیران به نبرد آن قلعه رفتند و هیچ تفاوتی بین سر و پای خود قائل نشدند.
هوش مصنوعی: از بلندترین نقطه، تمام شهر را مشاهده میکنم و بر روی چهره این شیر پرخاشگر نگاه میکنم.
هوش مصنوعی: مرد دلیر با لباس سرخ و شجاعت به میدان آمد و فریاد زد: "ای مردان شجاع، آماده باشید!"
هوش مصنوعی: اگر تو نامی داری و این کینه را با شاه چه معنایی دارد، بگو تا بدانم نژاد تو در این جهان به چه کسی تعلق دارد.
هوش مصنوعی: سوار سرخپوش به او گفت: «با نامی که به تو تعلق دارد، چه کاری داری؟»
هوش مصنوعی: او این را گفت و با چرخشی تند شمشیر به دست گرفت و بر او حمله کرد مانند شیر قوی و وحشی.
هوش مصنوعی: مجروحی در کنارش به زمین افتاد و ناگهان مانند شیر خشمگین بر او حمله کرد.
هوش مصنوعی: با نیزه ی خود زره را پاره کردند و این شخص سر خود را از زره بیرون آورد و آن شخص دیگری را گرفتار کردند.
هوش مصنوعی: دو شیر بزرگ با قدرت و خشم، زرههای خود را کنار گذاشته و به مبارزهای fierce مشغول شدند.
هوش مصنوعی: دو شیر نیرومند در حال نبرد هستند و سلاحهای خود را در دست دارند، به گونهای که هر دو به شدت درگیر و در حال مبارزه هستند و لحظه به لحظه شدت این جنگ بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: شیران پرورشیافته و نیرومند، چه صدایی دارند و چگونه بار سنگین را به دوش میکشند.
هوش مصنوعی: در حین نبرد، شدت و حرارت مبارزه به قدری بالا گرفت که حتی بازار آهنگران هم در این هیاهو داغ و پرجنبوجوش شد.
هوش مصنوعی: سرو زیبای ترک، با قدرت و شکوه خود، از دستهای ضعیف و ناتوان آزاد شد و بار سنگینی را که بر دوش داشت، به زمین افکند.
هوش مصنوعی: آن دو فرد جنگجو، کمربند دیگری را گرفتند و با قدرت و شجاعت در میدان نبرد به پیروزی رسیدند.
هوش مصنوعی: دو دلیر در برابر یکدیگر به کشتی گرفتن مشغول شدند، آن هم در حالی که یکی از آنها به شدت در خشم و غیظ است.
هوش مصنوعی: دو نفر که در جنگ با هم میجنگیدند، کمربند هر دو شکست و زره آنها از تنشان کنده شد و بر روی زمین افتاد.
هوش مصنوعی: صورت هر دو به زیبایی و لطافت مانند گل شده است، اما دل از درد و رنجی که به آن رسیده، زخمهایی عمیق دارد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که شب تیره به مانند پردهای از تاریکی، بر دل کوهها افتاد و با این تاریکی، فضای خاصی به وجود آمد.
هوش مصنوعی: سرباز به فرمانده سرخ پوش گفت: ای شیر معروف، تو با قدرت و شجاعت خود شناخته میشوی.
هوش مصنوعی: شب فرا رسیده، به سمت جایی برو که با شادی و موسیقی پر شده است. آنجا مکانی است برای لذت بردن و رقصیدن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.