گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

آنچه زسر جوش دل نقشبند

معنی نو بود و خیال بلند

موئی به مویش به هنر به بختم

پخته و سنجیده درو ریختم

و صف نه زان گو نه شد از دل برون

کان دیگری را به دل آید که چون

هر صفتی را که بر انگیختم

شعبهٔ تازه درو ریختم

نیست ز کس لولوی لالای من

ژرف ببین در تهٔ دریای من

نکتهٔ من گوهر کان من ست

زان کسی نیست ، ازان من ست

دزدنیم ، خانهٔ بردیگری

خانه گشاده ز در دیگری

مایهٔ هر دزد، که در عالم است

گر چه فزون ست، به قیمت کم است ؟

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

قزلباش در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۵۷ نوشته:

موئی به مویش به هنر به بختم
این مصراع بنظرم باید اینطور باشد
موئی به مویش به هنر بیختم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.