گنجور

شمارهٔ ۹۲۸

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به راه عشق سلامت چگونه در گنجد؟

زهی محال که در شوق خواب و خور گنجد

چو تیر غمزه گشاید رفیق تیرانداز

نه دوستی بود ار در میان سر گنجد

چو ما در آرزوی آستانش خاک شویم

غبار کیست که در زلف آن پسر گنجد؟

سخن همان قدری گو که من توانم زیست

نمک همان قدری زن که در جگر گنجد

به دیده تو که با خویش کرده بدخویی

نه مردمی بود ار مردم دگر گنجد

همان بضاعت عشقت بیار و بر دل نه

که درد و غم به دل تنگ بیشتر گنجد

به چشم تنگ تو چندین که ناز رعناییست

چه خوش بود که اگر شرم اینقدر گنجد

مپوش روی ز خسرو که تا ذخیره حشر

رخت بینم چندان که در نظر گنجد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify