گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

تا ز خون ریختن آن غمزه ندامت نکند

کس به راه غم او ذکر سلامت نکند

آنچه بر بی گنهان می کند آن روی چو ماه

برگنه کاران خورشید قیامت نکند

که کند فرق ز رخساره او تا خورشید

خط شبگون اگر از مشک علامت نکند

پیش قاضی فلک، مه چه کند دعوی حسن؟

تا خطت بینه خویش اقامت نکند

دل من کرده غمت خون و اگر غم این است

بنده راضی ست به نیمی که تمامت نکند

مکن از گریه مرا منع که دلسوخته را

هیچ کس از جزع و گریه ملامت نکند

خون ما ریزد و بیرون برد از خنده لبت

کس به تنگ شکرش نیز غرامت نکند

با تو خواهد که کند خسرو مسکین تقریر

حال خود را، ولی از بیم اسائت نکند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.