گنجور

شمارهٔ ۱۸۰۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شکستی طره، تا در سر چه داری؟

نگویی کینه با چاکر چه داری؟

کله کج کرده ای از بهر آن راست

که خون ریزی، دگر در سر چه داری؟

مسلمان کشتن اندر مذهب تست

بجز این خود تو، ای کافر، چه داری؟

مسلمانی ست این، آخر نه کفرست؟

ستم را، بیوفا، داور چه داری؟

ربودی جان ز خلقی از نگاهی

کنون تا چشم دیگر بر چه داری؟

ورق چون داغ شد، ابتر نگردد

چو داغم کرده ای، ابتر چه داری؟

اگر من گفته ام کز تو صبورم

دروغی گفته ام، باور چه داری؟

غمی دادی و آن دل را سپردم

من اینک حاضرم، دیگر چه داری؟

گرم دیوانه خواهی داشت در دشت

میان بربسته ام بر هر چه داری؟

فتاده سوختم بر خاک راهت

چنینم خاک و خاکستر چه داری؟

بر آب دیده خسرو ببخشای

چو جان تر کرد، چشمش تر چه داری؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.