گنجور

شمارهٔ ۱۵۷۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

برداشتن نظر ز نگاری نمی توان

ور نیز می توان ز تو، باری نمی توان

از چون تو گل چگونه کسی آستین کشد

دامن کشیدن از سر خاری نمی توان

گر در کشید گردن خورشید را دوال

جز در رکاب چون تو نگاری نمی توان

چون صید طره تو نگشته ست آسمان

مه را گرفتن از دم ماری نمی توان

دریا شد از هوای لب تو کنار من

آخر کم از لب چو کناری نمی توان

با آنکه در شکنجه غم بسته مانده ام

هم باز مانده از تو چو یاری نمی توان

خسرو ز دور در تو درودی همی دهد

چون بر درت ز دیده نثاری نمی توان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.