گنجور

شمارهٔ ۱۵۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مرا وقتی دلی آزاد بوده ست

درونم بی غم و جان شاد بوده ست

نمک زد شوخی اندر جان و نو کرد

جراحتها که در بنیاد بوده ست

چه خوش بوده ست عقل مصلحت جوی

که چندی زین بلا آزاد بوده ست

نگارا، هیچ گاهی یاد داری

کزین بیچارگانت یاد بوده ست

شب آمد، باد برد از جای خویشم

که بوی زلف تو با باد بوده ست

به فریادت بخواندم دی و مردم

که جانم همره فریاد بوده ست

جفا کش خسروا، گر دوست پیوست

نصیب عاشقان بیداد بوده ست

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.