گنجور

شمارهٔ ۱۴۴۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کجات جویم و گر جویمت، کجا یابم؟

غمم که داند و هم درد خود که را یابم؟

حدیث من همه جا و مرا شنیدن کشت

کجا روم که خلاصی از این بلا یابم؟

نه مستجاب دعایی ست بت پرستان را

که پای بوس بتی چون تو از دعا یابم

در آن زمان که ز هجرت به مردن آید کار

ترا که مایه عمر منی، کجا یابم؟

یکی بیا و بر این سینه پای نه نفسی

مگر که درد دل خویش را دوا یابم

به خاک پات که ماخاک گشته برنکنیم

شبیت از این سر مدبر به زیر پا یابم

ز باد چند زید آدمی بیچاره

که من زیم ز نسیم تو، گر صبا یار

خوشم به خون خود، ار تو گهی به تربت من

زیارت آیی و این پایه خونبها یابم

چه کم شود ز تو، ای پادشاه کشور حسن؟

که یک نظر ز تو بر خسرو گدا یابم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط