گنجور

شمارهٔ ۱۴۱۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

امشب من آن نیم که فغان را فرو برم

طوفان کنم ز دیده، جهان را فرو برم

شمعی به سینه و نتوانم برون دهم

جان سوخت، چند سوز نهان را فرو برم

بشناختم که لذت شمشیر و تیر چیست؟

هر دم ز بس که آه و فغان را فرو برم

خونابه می خورم ز دل آن دولت از کجا؟

کز لعل یار شربت جان را فرو برم

حسرت فرو برم، چو به سینه گره شود

آشام خون دل کنم، آن را فرو برم

نی سنگ ماند و نی دل سنگین در این خراب

تا طعنه های پیر و جوان را فرو برم

وه گر نمودی، ای اجل، آخر به پای زود

تا من ز خویش نام و نشان را فرو برم

روزی به روی ترشی از ابروی تو نرفت

تا کی ز دور آب دهان را فرو برم؟

من خسروم، شکر شکن، اما به ذکر دوست

خواهم ز ذوق کام و زبان را فرو برم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.