گنجور

شمارهٔ ۱۴۰۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر شب فتاده بر در تو خاک در خورم

یک شب مگر ز بام تو سنگی دگر خورم

جایی که تو کمان کشی، ای نخل فتنه بار

پیکان آب داده چو خرمای تر خوردم

روزی که بینمت ز پی دیدن دگر

شب تا به روز حسرت روز دگر خورم

گر تو خوشی که برگ مرادی نباشدم

از شاخ عمر خویش مبادا که برخورم

مستم کند ز شوق بسان شراب تلخ

خونابه غمت که چو شیر و شکر خورم

سیری هنوز نیست لب خون گرفته را

چندی که من همی ز فراقت جگر خورم

کمتر کرشمه کن که کشنده ست این شراب

بیچاره خسرو، ار قدری بیشتر خورم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر