گنجور

غزلیات

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع ماه من خورشید بین در سایهٔ بغطاق او مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «و» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | چ | ح | د | ر | ز | س | ش | ص | ع | غ | ف | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

غزل شماره ۱ - فی التوحید: ای غره ماه از اثر صنع تو غرا

غزل شماره ۲ - فی نعمت الرسول صلی الله علیه و آله: صل علی محمد دره تاج الاصطفا

غزل شماره ۳: ای صبح صادقان رخ زیبای مصطفی

غزل شماره ۴: طوبی لک ای پیک صبا خرم رسیدی مرحبا

غزل شماره ۵: این چه خلدست که چندین همه حورست اینجا

غزل شماره ۶: بگذر ای خواجه و بگذار مرا مست اینجا

غزل شماره ۷: گر راه بود بر سر کوی تو صبا را

غزل شماره ۸: چو در نظر نبود روی دوستان ما را

غزل شماره ۹: وقت صبوح شد بیار آن خورمه نقاب را

غزل شماره ۱۰: همچو بالات بگویم سخنی راست ترا

غزل شماره ۱۱: آن نقش بین که فتنه کند نقش‌بند را

غزل شماره ۱۲: رام را گر برگ گل باشد نبیند ویس را

غزل شماره ۱۳: ای ماه قیچاقی شبست از سر بنه بغطاق را

غزل شماره ۱۴: مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ را

غزل شماره ۱۵: دست گیرید درین واقعه کافتاد مرا

غزل شماره ۱۶: یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرا

غزل شماره ۱۷: ساقیا وقت صبوح آمد بیار آن جام را

غزل شماره ۱۸: ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را

غزل شماره ۱۹: مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا

غزل شماره ۲۰: میرود آب رخ از بادهٔ گلرنگ مرا

غزل شماره ۲۱: کجا خبر بود از حال ما حبیبانرا

غزل شماره ۲۲: بگوئید ای رفیقان ساربان را

غزل شماره ۲۳: آخر ای یار فراموش مکن یارانرا

غزل شماره ۲۴: ای بناوک زده چشم تو یک اندازانرا

غزل شماره ۲۵: شبی که راه هم آه آتش افشان را

غزل شماره ۲۶: اگر در جلوه میری سمند باد جولانرا

غزل شماره ۲۷: چو در گره فکنی آن کمند پر چین را

غزل شماره ۲۸: آنکه بر هر طرفی منتظرانند او را

غزل شماره ۲۹: رحم بر گدایان نیست ماه نیمروزی را

غزل شماره ۳۰: بده آن راح روان پرور ریحانی را

غزل شماره ۳۱: خرقه رهن خانهٔ خمار دارد پیر ما

غزل شماره ۳۲: آب آتش میبرد خورشید شب‌پوش شما

غزل شماره ۳۳: آن تن ماست یا میان شما

غزل شماره ۳۴: اگر سرم برود در سر وفای شما

غزل شماره ۳۵: آن ماه مهر پیکر نامهربان ما

ب

غزل شماره ۳۶: مغنی وقت آن آمد که بنوازی رباب

غزل شماره ۳۷: ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتاب

غزل شماره ۳۸: طلع الصبح من وراء حجاب

غزل شماره ۳۹: دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب

غزل شماره ۴۰: ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب

غزل شماره ۴۱: ساقی سیمبر بیار شراب

غزل شماره ۴۲: ای جان من بیاد لبت تشنه بر شراب

غزل شماره ۴۳: هر که در عهد ازل مست شد از جام شراب

غزل شماره ۴۴: ای لب میگون تو هم شکر و هم شراب

غزل شماره ۴۵: من مستم و دل خراب جان تشنه و ساغر آب

غزل شماره ۴۶: دیشب درآمد آن بت مه روی شب نقاب

غزل شماره ۴۷: ای کرده مه را از تیره شب نقاب

غزل شماره ۴۸: برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب

غزل شماره ۴۹: رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خواب

غزل شماره ۵۰: ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب

غزل شماره ۵۱: ای چشم نیم‌خواب تو از من ربوده خواب

غزل شماره ۵۲: ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب

غزل شماره ۵۳: گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب

غزل شماره ۵۴: چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب

غزل شماره ۵۵: طمع مدار که دوری گزینم از رخ خوب

غزل شماره ۵۶: طره مشکین نباشد بر رخ جانان غریب

ت

غزل شماره ۵۷: ای که از سرچشمهٔ نوشت برفت آب نبات

غزل شماره ۵۸: ای که شهد شکربن تو برد آب نبات

غزل شماره ۵۹: پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات

غزل شماره ۶۰: تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت

غزل شماره ۶۱: ای درد تو درمان دل و رنج تو راحت

غزل شماره ۶۲: چو بر قمر ز شب عنبری نقاب انداخت

غزل شماره ۶۳: بسکه مرغ سحری در غم گلزار بسوخت

غزل شماره ۶۴: آه کز آهم مه و پروین بسوخت

غزل شماره ۶۵: صبح کز چشم فلک اشک ثریا می‌ریخت

غزل شماره ۶۶: یاد باد آن روز کز لب بوی جان می‌آمدت

غزل شماره ۶۷: از سر جان درگذر گر وصل جانان بایدت

غزل شماره ۶۸: ساقیا ساغر شراب کجاست

غزل شماره ۶۹: ای باغبان بگو که ره بوستان کجاست

غزل شماره ۷۰: منزلگه جانست که جانان من آنجاست

غزل شماره ۷۱: این باد کدامست که از کوی شما خاست

غزل شماره ۷۲: ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست

غزل شماره ۷۳: این بوی بهارست که از صحن چمن خاست

غزل شماره ۷۴: گر نه مرغ چمن از همنفس خویش جداست

غزل شماره ۷۵: دلبرا سنبل هندوی تودر تاب چراست

غزل شماره ۷۶: کار ما بی قد زیبات نمی آید راست

غزل شماره ۷۷: با منت کینه و با جمله صفاست

غزل شماره ۷۸: با تو نقشی که در تصور ماست

غزل شماره ۷۹: طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست

غزل شماره ۸۰: کفر سر زلف تو ایمان ماست

غزل شماره ۸۱: عقل مرغی ز آشیانهٔ ماست

غزل شماره ۸۲: کاف ونون جزوی از اوراق کتب خانه ماست

غزل شماره ۸۳: مائیم آن گدای که سلطان گدای ماست

غزل شماره ۸۴: جمشید بنده در دولتسرای ماست

غزل شماره ۸۵: رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست

غزل شماره ۸۶: منزل پیر مغان کوی خرابات فناست

غزل شماره ۸۷: گر از جور جانان ننالی رواست

غزل شماره ۸۸: شامش از صبح فروزنده درآویخته است

غزل شماره ۸۹: شوریده‌ئیست زلف تو کز بند جسته است

غزل شماره ۹۰: روی زمین و خون دلم نم گرفته است

غزل شماره ۹۱: هیچ می‌دانی چرا اشکم ز چشم افتاده است

غزل شماره ۹۲: گرت چو مورچه گرد شکر برآمده است

غزل شماره ۹۳: چو سرچشمهٔ چشم من دیده است

غزل شماره ۹۴: مسیح روح را مریم حجابست

غزل شماره ۹۵: دلا جان در ره جانان حجابست

غزل شماره ۹۶: رخش با آب و آتش در نقابست

غزل شماره ۹۷: یاران همه مخمور و قدح پر می نابست

غزل شماره ۹۸: هنوزت نرگس اندر عین خوابست

غزل شماره ۹۹: آنزمان مهر تو می‌جست که پیمان می‌بست

غزل شماره ۱۰۰: رخسار تو شمع کایناتست

غزل شماره ۱۰۱: ما هم از شب سایبان برآفتاب انداختست

غزل شماره ۱۰۲: ایکه لبت آب شکر ریختست

غزل شماره ۱۰۳: کارم از دست دل فرو بستست

غزل شماره ۱۰۴: خطی کز تیره شب برخور نوشتست

غزل شماره ۱۰۵: جان ما بر آتش و گیسوی جانان تافتست

غزل شماره ۱۰۶: ایکه زلف سیهت برگل روی آشفتست

غزل شماره ۱۰۷: جانم از غم بلب رسیدهٔ تست

غزل شماره ۱۰۸: گر حرص زیردست و طمع زیر پای تست

غزل شماره ۱۰۹: مگذر ز ما که خاطر ما در قفای تست

غزل شماره ۱۱۰: دلبرا خورشیدتابان ذره‌ئی از روی تست

غزل شماره ۱۱۱: پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست

غزل شماره ۱۱۲: جانم از بادهٔ لعل تو خراب افتادست

غزل شماره ۱۱۳: بستهٔ بند تو از هر دو جهان آزادست

غزل شماره ۱۱۴: رمضان آمد و شد کار صراحی از دست

غزل شماره ۱۱۵: بشکست دل تنگ من خسته کزین دست

غزل شماره ۱۱۶: زلال مشربم از لفظ آبدار خودست

غزل شماره ۱۱۷: چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست

غزل شماره ۱۱۸: هر که او دیدهٔ مردم کش مستت دیدست

غزل شماره ۱۱۹: وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست

غزل شماره ۱۲۰: چو از برگ گلش سنبل دمیدست

غزل شماره ۱۲۱: گرهٔ زلف بهم بر زده کاین مشک تتارست

غزل شماره ۱۲۲: شعاع چشمهٔ مهر از فروغ رخسارست

غزل شماره ۱۲۳: به بوستان جمالت بهار بسیارست

غزل شماره ۱۲۴: نعلم نگر نهاده برآتش که عنبرست

غزل شماره ۱۲۵: سحر بگوش صبوحی کشان باده‌پرست

غزل شماره ۱۲۶: ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرست

غزل شماره ۱۲۷: ای لبت میگون و جانم می پرست

غزل شماره ۱۲۸: گفتمش روی تو صد ره ز قمر خوبترست

غزل شماره ۱۲۹: لب شیرین تو هر دم شکر انگیزترست

غزل شماره ۱۳۰: بیمار چشم مست تو رنجور خوشترست

غزل شماره ۱۳۱: در خنده آن عقیق شکرریز خوشترست

غزل شماره ۱۳۲: زاهد مغرور اگر در کعبه باشد فاجرست

غزل شماره ۱۳۳: فروغ عارض او یا سپیده سحرست

غزل شماره ۱۳۴: این همه مستی ما مستی مستی دگرست

غزل شماره ۱۳۵: جان هر زنده دلی زنده بجانی دگرست

غزل شماره ۱۳۶: بوستان طلعتش را نوبهاری دیگرست

غزل شماره ۱۳۷: آن نه رویست مگر فتنهٔ دور قمرست

غزل شماره ۱۳۸: ز آتشکده و کعبه غرض سوز ونیازست

غزل شماره ۱۳۹: از لعل آبدار تو نعلم برآتشست

غزل شماره ۱۴۰: ترا که نرگس مخمور و زلف مهپوشست

غزل شماره ۱۴۱: باغ و صحرا با سهی سروان نسرین برخوشست

غزل شماره ۱۴۲: شکنج زلف سیاه تو بر سمن چو خوشست

غزل شماره ۱۴۳: در شب زلف تو مهتابی خوشست

غزل شماره ۱۴۴: رخ دل‌فروز تو ماهی خوشست

غزل شماره ۱۴۵: بوقت صبح چو آن سرو سیمتن بنشست

غزل شماره ۱۴۶: بیش ازین بی همدمی در خانه نتوانم نشست

غزل شماره ۱۴۷: خطر بادیهٔ عشق تو بیش از پیشست

غزل شماره ۱۴۸: بهار روی تو بازار مشتری بشکست

غزل شماره ۱۴۹: ای بر عذار مهوشت آن زلف پرشکست

غزل شماره ۱۵۰: ترا با ما اگر صلحست جنگست

غزل شماره ۱۵۱: ابروی تو طاقست که پیوسته هلالست

غزل شماره ۱۵۲: رخت خورشید را یات جمالست

غزل شماره ۱۵۳: حسن تو نهایت جمالست

غزل شماره ۱۵۴: خطت که کتابهٔ جمالست

غزل شماره ۱۵۵: هرکه مجنون نیست از احوال لیلی غافلست

غزل شماره ۱۵۶: این چنین صورت گر از آب و گلست

غزل شماره ۱۵۷: ای من ز دو چشم نیم مستت مست

غزل شماره ۱۵۸: ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست

غزل شماره ۱۵۹: دوش پیری ز خرابات برون آمد مست

غزل شماره ۱۶۰: سحرگه ماه عقرب زلف من مست

غزل شماره ۱۶۱: دیشب درآمد از درم آنماه چهره مست

غزل شماره ۱۶۲: اگر چه بلبل طبعم هزار دستانست

غزل شماره ۱۶۳: نظری کن اگرت خاطر درویشانست

غزل شماره ۱۶۴: آن جوهر جانست که در گوهر کانست

غزل شماره ۱۶۵: دلم با مردم چشمت چنانست

غزل شماره ۱۶۶: مرا یاقوت او قوت روانست

غزل شماره ۱۶۷: یاقوت روان بخش تو تا قوت روانست

غزل شماره ۱۶۸: گفتم که چرا صورتت از دیده نهانست

غزل شماره ۱۶۹: روز رخسار تو ماهی روشنست

غزل شماره ۱۷۰: بوقت صبح می روشن آفتاب منست

غزل شماره ۱۷۱: سحاب سیل فشان چشم رودبار منست

غزل شماره ۱۷۲: گل بستان خرد لفظ دلارای منست

غزل شماره ۱۷۳: زلف لیلی صفتت دام دل مجنونست

غزل شماره ۱۷۴: آن ترک پریچهره مگر لعبت چینست

غزل شماره ۱۷۵: آن حور ماه چهره که رضوان غلام اوست

غزل شماره ۱۷۶: گر سردر آورد سرم آنجا که پای اوست

غزل شماره ۱۷۷: من بقول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست

غزل شماره ۱۷۸: عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست

غزل شماره ۱۷۹: ای فدای قامتت هر سرو بستانی که هست

غزل شماره ۱۸۰: ایکه از دفتر حسنت مه تابان بابیست

غزل شماره ۱۸۱: از روضهٔ نعیم جمالش روایتیست

غزل شماره ۱۸۲: ای پیک صبا حال پری چهرهٔ ما چیست

غزل شماره ۱۸۳: ز زلفش نافهٔ تاتار تاریست

غزل شماره ۱۸۴: برسر کوی عشق بازاریست

غزل شماره ۱۸۵: ترا که طرهٔ مشکین و خط زنگاریست

غزل شماره ۱۸۶: جان من جان مرا چون ضرر از بیماریست

غزل شماره ۱۸۷: نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست

غزل شماره ۱۸۸: غرهٔ ما جز آن عارض شهرآرا نیست

غزل شماره ۱۸۹: نشان بی نشانان بی نشانیست

غزل شماره ۱۹۰: بتی که طره او مجمع پریشانیست

غزل شماره ۱۹۱: زلف هندوی تو در تابست و ما را تاب نیست

غزل شماره ۱۹۲: بدایت غم عشاق را نهایت نیست

غزل شماره ۱۹۳: هیچ روئی نیست کز چرخ سیه رو زرد نیست

غزل شماره ۱۹۴: کو دل که او بدام غمت پای بند نیست

غزل شماره ۱۹۵: هیچکس نیست که منظور مرا ناظر نیست

غزل شماره ۱۹۶: عشق سلطانیست کو را حاجت دستور نیست

غزل شماره ۱۹۷: اینجا نماز زنده‌دلان جز نیاز نیست

غزل شماره ۱۹۸: مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست

غزل شماره ۱۹۹: روضهٔ خلد برین بستانسرائی بیش نیست

غزل شماره ۲