گنجور

 
خاقانی

معشوق ز لب آب حیات انگیزد

پس آتش تب چرا ازو نگریزد

آن را که ز لب دم مسیحا خیزد

آخر به چه زهره تب در او آویزد

 
 
 
sunny dark_mode