کمالالدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۸۲ پیوسته دلم ز خرّمی پرهیزد هر جا که غمی بود در او آویزد هر شام گهی حریف دردی باشد هر صبحدمی بروی غم برخیزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات بیان میکند که دلش از خوشی فراری است و همیشه در جایی که غم وجود دارد، حاضر میشود. او هر شب با دوستانی درد و غم را تجربه میکند و هر صبح دوباره غم را احساس میکند.
هوش مصنوعی: دل من همیشه از شادابی دوری میکند هر کجا که غمی وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: هر شب ممکن است که همدم درد و غمی باشم و هر صبح که میرسد، غم و اندوه دوباره زنده میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بادی که ز کوی عشق تو برخیزد
از خاک جفا صورت مهر انگیزد
آبی که ز چشم من فراقت ریزد
هر ساعتم آتشی بسر برریزد
از چشم و دل من آب و آتش خیزد
وز هر دو زمانه رستخیز انگیزد
نشگفت گران حور ز من بگریزد
کز آتش و آب هرکسی پرهیزد
بادی که ز کوی آن نگارین خیزد
از خاک جفا صورت مهر انگیزد
آبی که ز چشم من فراقش ریزد
هر ساعتم آتشی به سر بربیزد
درزی بچه در رنگ رزی آویزد
تا نام سپید کاریش برخیزد
آوخ چه بلا و رستخیز انگیزد
کان یار سپید کار رنگ آمیزد
زلف بت من هزار شور انگیزد
روزی که نه از بهر بلا برخیزد
و آن روز که رنگ عاشقی آمیزد
دل دزد دو جان رباید و خون ریزد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.