گنجور

 
جنید شیرازی

سپاس از خدا دارم الحمدلله

که سازد همه کارم الحمدلله

سزد خطبه مدح و حمد و ثنایش

سر جمله گفتارم الحمدلله

خداوند پاینده حی عطابخش

کز او جسم و جان دارم الحمدلله

چو از هستیم هست کرد از بدایت

وز اصنام بی‌زارم الحمدلله

به دین‌داریم شادمانی چنان داد

که فارغ ز دینارم الحمدلله

در این ظلمت‌آباد از شمع توحید

برافروخت انوارم الحمدلله

بپوشید تشریف ایمان و دینم

نه بربست زنارم الحمدلله

نهان کرد عیبم ز بیگانه و خویش

نگه داشت اسرارم الحمدلله

همم تندرستی و شایستگی داد

که طاعت به جای آرم الحمدلله

اگر شکر یک سجده گویم محال است

که صد سال بشمارم الحمدلله

چگونه کنم شکر این فضل و رحمت

که با صادقان یارم الحمدلله

به دیدار صاحب‌دلان شاد و خرم

نه در غم گرفتارم الحمدلله

عزیزم به پستی و صبر و قناعت

نه خوار و شکم‌خوارم الحمدلله

نماز جماعت به هر وقت و ساعت

به اخلاص می‌آرم الحمدلله

توام ره نمودی و توفیق دادی

به این آستان بارم الحمدلله

توام معرفت دادی و علم و قرآن

که با درس تکرارم الحمدلله

تو فرمودی اندر کتاب کریمت

که غفار و ستارم الحمدلله

تو گفتی که کس را ز درگاه رحمت

تهی‌دست نگذارم الحمدلله

تو دادی بشارت که در روز محشر

بیامرزی اوزارم الحمدلله

نمودی به پیغمبر خود کرامت

ببینید دیدارم الحمدلله

نکردی در آن موقفم عرض احوال

حوالت به اغیارم الحمدلله

همه کرد عصیان به آب عنایت

بشستی ز رخسارم الحمدلله

هر آن وعده لطف و احسان که دادی

بجز حق نپندارم الحمدلله

چو کردار تو هست با من نکویی

چه گر زشت‌کارم الحمدلله

چو درد مرا هست فضل تو درمان

اگر خسته و زارم الحمدلله

به جنت طمع دارم اما تو دانی

که خوف است از نارم الحمدلله

تو آموختی ور نه من کی توانم

که شکر تو بگذارم الحمدلله

به یاد تو بر طرف گلزار تحمید

شکفته است ازهارم الحمدلله

(جنید) از ثنای جمیل خداوند

مزین شد اشعارم الحمدلله

 
 
 
مشکلات اینترنت