گنجور

شمارهٔ ۹۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

لبت دل دزد و من از وی شکر دزد

کم افتاده ست ازینسان دزد بر دزد

ز چشمم شست چشمت سرمه خواب

به عیاری برد کحل از بصر دزد

تنت را بنگرم دزدیده زانسان

که بر سیم کسان دوزد نظر دزد

اگر دزدیده ات بینم مکن عیب

که دزدی را نداند جز هنر دزد

غمت بر دل ز هر سو غارت آورد

درآمد خانه را از بام و در دزد

هراسم شب به کویت از رقیبان

به شبها از سگان دارد خطر دزد

سر درج سخن مگشای جامی

مبادا در کمین باشد گهر دزد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن