گنجور

شمارهٔ ۸۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

سر زلفت گره بر کار من زد

لب لعلت دم از آزار من زد

دلم جز راه هشیاری نمی رفت

خطت راه دل هشیار من زد

به خود پندار صبرم بود کآتش

غمت در خرمن پندار من زد

به خون دل غمت را کلک مژگان

رقم بر صفحه رخسار من زد

به عقلم کی رسد دعوی که عشقت

قفای عقل دعویدار من زد

به سینه عشق سنگ محنتم کوفت

در گنجینه اسرار من زد

قبول دوست بس جامی چه باک است

رقیب ار طعنه بر گفتار من زد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر