گنجور

شمارهٔ ۲۶۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

ای شده روی زمین زیر زمینم بی تو

روی بنما که عجب بی دل و دینم بی تو

نه تو را رحم که یکجا بنشینی با من

نه مرا صبر که یکدم بنشینم بی تو

چون روم طوف کنان روز فراقت به چمن

جز گل حسرت و اندوه نچینم بی تو

بر سر راه تو بیمار فتم بو که ز دور

بینی از گوشه چشمی که چنینم بی تو

از درت دور به بتخانه چین رو چه نهم

نقش دیوار بود صورت چینم بی تو

زودتر وعده دیدار وفاکن که مباد

غارت مرگ درآید ز کمینم بی تو

گفته ای چند به دیوار کند جامی روی

نکنم روی به دیوار چه بینم بی تو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی