گنجور

شمارهٔ ۲۵۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

ای تو را روی وفا با دگران

جنگ با ما و صفا با دگران

تا به کام دگران ننشینم

منشین بهر خدا با دگران

همه آب و گل و تو جان و دلی

نسبتی نیست تو را با دگران

بی تو پهلو به زمین جان دادن

به که پهلوی تو جا با دگران

مگشا جیب چو گل تا ندهد

بوی تو باد صبا با دگران

تا بود خوش دگران را به تو دل

خوش نباشد دل ما با دگران

می کشی از کف جامی سر زلف

می کشی زلف به پا با دگران



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر