گنجور

شمارهٔ ۲۵۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

دلاکرشمه آن شاه نازنینان بین

به سحر و شعبده آشوب پاکدینان بین

برآستان وصالش کشیده دامن از

درازدامنی کوته آستینان بین

صبا بگوی به آن مه که رخش بیرون ران

به چشم مرحمت اندوه ره نشینان بین

به هر زمین که نهد رخش بادپای تو نعل

ز سجده صورت ابروی مه جبینان بین

گره گشا خم طره و گروه گروه

فتاده در عقب خویش نافه چینان بین

چو همعنان رقیبان به عاشقان گذری

مکن رعایت آنان و سوی اینان بین

به وصف تو نپسندند نظم جامی را

کمال نازکی طبع خرده بینان بین



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.