گنجور

شمارهٔ ۲۴۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

نگارا شبی همنشین باش با من

چو بخت مساعد قرین باش با من

ز رفعت مه آسمانی زمانی زمانی

نشسته به روی زمین باش با من

ز اندوه هجران حزین است جانم

فرحبخش جان حزین باش با من

تویی هر چه هستی کیم من چیم من

که گویم چنان یا چنین باش با من

رسوم مسلمانی از تو نخواهم

زکافر نژادان چنین باش با من

نهاده به فرق همه دست راحت

گرفته به کف تیغ کین باش با من

به بیگانگان چین گشاده ز ابرو

فکنده گره بر جبین باش با من

خوش آن شب که کردی خطابم که جامی

نه در بند دنیا و دین باش با من

به هرکار سازم به هر حکم رانم

یکی بنده کمترین باش با من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.