گنجور

شمارهٔ ۹۴۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

باشد از شوب ریا مشرب رندان صافی

عیب ایشان مکن ای خواجه ز بی انصافی

لاف کم زن که نه از شیوه مردان خداست

ای که از شیوه مردان خدا می لافی

تا ز اوصاف من و ما نشود صوفی صاف

اهل صفوت نکنندش به صفا وصافی

لب فروبند که جز رزق تو نازل نشود

گر به فریاد و فغان سقف فلک بشکافی

امتیاز سره و قلب جهان دشوار است

خاصه وقتی که به قلاب رسد صرافی

جامی افشا چه کنی در غزل اسرار ازل

کی بود نظم قوافی به حقایق وافی

بر تن حجله نشینان معانی تنگ است

هر شعاری که تو از شعر عبارت بافی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر