گنجور

شمارهٔ ۹۰۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

رخ برافروخته ای ماه منور شده ای

قد برافراخته ای رشک صنوبر شده ای

در نکویی رخ تو روز به روز افزون است

دی نکو بودی و امروز نکوتر شده ای

نیست حد بشر این حسن و لطافت که تو راست

روح قدسی که بدین شکل مصور شده ای

خوی تو با همه عشاق وفا و کرم است

در حق ما چه جفا جوی و ستمگر شده ای

پیش بالای تو پستند همه سرو قدان

جای آن دارد اگر بر همه سرور شده ای

اندکی سایه فکن بر سرم ای دولت وصل

که پس از محنت بسیار میسر شده ای

جامی از حرف ریا پاک بشو لوح ضمیر

دو سه روزی که حریف می و ساغر شده ای



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان