گنجور

شمارهٔ ۷۸۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

گر چه تنگ آمد دل از فکر محال انگیختن

هم به وصف آن دهان خواهم خیال انگیختن

نیست امکان باغبان گلشن فردوس را

از قد ناز تو نازک تر نهال انگیختن

دوست دشمن بخت بی فرمان فلک نامهربان

چون توانم یارب اسباب وصال انگیختن

بلبل بی صبر و دل شد خاک در راه نیاز

همچنان گل بر سر غنج و دلال انگیختن

صورت جان هست در آیینه رویت عیان

چیست چندین نقش ها از خط و خال انگیختن

بس که شکر می فشانی زان لب حاضر جواب

خوش بود پیش تو تقریب سؤال انگیختن

جامی از خسرو همی گیرد طریق سوز و درد

طور او نبود خیالات کمال انگیختن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور