گنجور

شمارهٔ ۶۹۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

اگر به کوی تو یک شب سری به خشت نهم

سرم مباد اگر پای در بهشت نهم

ز فرش سندس و استبرقم نیاید یاد

چو تن به یاد تو بر خاک و سر به خشت نهم

ز وضع زهد نیابم نسیم خیر آن به

که نقد صومعه بر آتش کنشت نهم

کجا به کعبه مقصود ره توانم برد

چو گام سعی نه بر وفق سرنوشت نهم

ز لوح ساده توان خواند سر خط خوشت

چرا به صفحه دل حرف خوب و زشت نهم

ز کشتزار حیاتم بس این که مجلس عیش

به پای سرو و لب جوی و طرف کشت نهم

ز دست رفت سر رشته وفا جامی

عنان چه در کف یار جفاسرشت نهم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify