گنجور

شمارهٔ ۶۹۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

آرزوی دل خونین جگرانت خوانم

مردم دیده صاحبنظرانت خوانم

چون قبا چست کنی طرف کله برشکنی

پادشاه همه شیرین پسرانت خوانم

نیست حد چو منی بردن نام چو تویی

بهر روپوش به نام دگرانت خوانم

تا نمودی به ته پیرهن اندام چو سیم

نازنین تر ز همه سیمبرانت خوانم

تا نبینی رخش ای شیخ عیان گر چه شوی

پای تا سر خبر از بی خبرانت خوانم

همچو عمر از من دلداده روان می گذری

جای آن هست که عمر گذرانت خوانم

جامی از هر چه نه دیدار بتان دیده بپوش

تا درین انجمن از دیده ورانت خوانم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify