گنجور

شمارهٔ ۶۶۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

نام آن ماه ندانم ز که نامش پرسم

در دلم ساخت مقام از که مقامش پرسم

صد سخن بر سر راهش کنم اندیشه ولی

چون رسد هیچ ندانم ز کدامش پرسم

از گلم ساز یکی مرغ خدا را که پرم

سوی مرغان و ره گوشه بامش پرسم

می برد پرسش و پیغام منش پیک صبا

ای خوش آن روز که بی پیک و پیامش پرسم

هرگز آن سرو به سویم نخرامید به لطف

روم از سرو چمن لطف خرامش پرسم

ره بدان دانه خال ار نبرم کاش دهد

دست کز حال دل مانده به دامش پرسم

کند آغاز سخن زان لب میگون جامی

من مخمور چو وصف می و جامش پرسم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط