گنجور

شمارهٔ ۶۵۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

بادی که گذارش به سر کوی تو یابم

جان باد فدایش که ازو بوی تو یابم

خاکم به ره هر که گذر سوی تو یابد

چون نیست ره آنکه گذر سوی تو یابم

زیر قدمت باد سرم چون ندهد دست

کش بالش راحت سر زانوی تو یابم

جز ضربت تیغ ستم و تیر جفا نیست

کامی که من از ساعد و بازوی تو یابم

خواهم کنم از رشته جان بند قبایت

تا دمبدمش بسته به پهلوی تو یابم

فیضی که به دل می رسد از سدره و طوبی

در سایه سرو قد دلجوی تو یابم

جامی نبرد سجده دگر جانب محراب

زینسان که دلش مایل ابروی تو یابم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان