گنجور

شمارهٔ ۴۹۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

نامه کز خوبان رسد تعویذ جان می خوانمش

وز همه غم های دل خط امان می خوانمش

نقطه و حرفی که می آید در آن نامه به چشم

نقش آن خال و خط عنبرفشان می خوانمش

مردمان هر دم به خون دل سوادش می کنند

بر بیاض دیده و من خوش روان می خوانمش

چون پر است آن نامه از مرهم پی داغ نهان

گاه خواندن مرهم داغ نهان می خوانمش

مونس جان و دل من شد ندارم صبر ازان

یک زمان می بوسم او را یک زمان می خوانمش

می دهد بویی ازان برگ گل خندان مرا

جای آن دارد اگر گریه کنان می خوانمش

دوستان گویند جامی نامه خواندن تا به کی

ورد جان و حرز ایمان است ازان می خوانمش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن