گنجور

شمارهٔ ۴۵۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ای دهانت ز لب و لب ز دهان شیرینتر

خنده شیرین و سخن گفتن ازان شیرینتر

نرسد با لب تو لاف سخن طوطی را

گرچه هست از همه شیرین سخنان شیرینتر

در دل تنگ لبت همچو شکر شیرین است

لیک در دیده خونابه فشان شیرینتر

کام دل گر چه شد از شور غم عشق تو تلخ

جان شیرین منی بلکه ز جان شیرینتر

کلک تصویر اگر خود بزنی قند بود

صورتی از تو کشیدن نتوان شیرینتر

نیشکر گر چه ز سر تا به قدم شیرین است

نیست از قد تو ای سرو روان شیرینتر

جامی از وصف لبت گر نشکیبد چه عجب

نکته ای ناید از آنش به دهان شیرینتر



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن