گنجور

شمارهٔ ۳۷۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

گر چه پیش تو مرا هیچ ره و روی نماند

روی من جز پی اقبال تو هر سوی نماند

خانه ای بود به کوی طرب از وصل توام

شد خراب از غمت آن خانه و آن کوی نماند

بس که از موی میان تو جدا موییدم

تنم از مویه چو مویی شد و آن موی نماند

جوی چشمم ز خیال رخت آبادان بود

تا تو رفتی ز نظر آب درین جوی نماند

بنما زودتر ای کعبه مقصود جمال

که درین ره دگرم تاب تک و پوی نماند

پیر گشتم من بدروز ولی در دل من

جز تمنای جوانان نکوروی نماند

لب گشا ای گل رعنا به سخن جامی را

که درین باغ جز او بلبل خوشگوی نماند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر