گنجور

شمارهٔ ۳۶۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

هیچ شب بی تو دلم ناله به گردون نکشید

که به رویم رقم از اشک جگرگون نکشید

کس حریف من میخواره نشد بی لب تو

کز کف ساقی چشمم قدح خون نکشید

دل چو پرگار شد از دست تو سرگشته ولی

پای از دایره عشق تو بیرون نکشید

کوه را یافت هم آواز خود اندر غم ازان

کوهکن بار دل خویش به هامون نکشید

جان که من می کنم از هجر تو فرهاد نکند

آنچه من می کشم از عشق تو مجنون نکشید

می کشد دل سوی دل ای که دلم جز سوی تو

نکشیده ست تو را دل سوی من چون نکشید

مدعی نکته سنجیده جامی نشنید

طبع موزون چو نبودش سوی موزون نکشید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.