گنجور

شمارهٔ ۳۵۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

طبع مردم سوی خوبان وفاکیش کشد

خاطر من به بتان ستم اندیش کشد

هر که را سرکشی و شوخی و بدخویی بیش

خون گرفته دل من جانب او بیش کشد

می کشم تحفه جان پیش چنان سنگدلی

که به قتلم ز همه تیغ جفا پیش کشد

محرم خلوت وصلند همه محتشمان

محنت هجر همین عاشق درویش کشد

مرهمی بخش ز پیکان جگر ریش مرا

تا کی از دست طبیبان الم نیش کشد

زخم پیکان تو برد از دل من رنج فراق

ای خوش آن نیش که آزردگی از ریش کشد

جامی از آتش دل نعل سم رخش تو تافت

تا ز سر داغ وفایت به رخ خویش کشد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.