گنجور

شمارهٔ ۳۳۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

هر شب از زلف تو حال من پریشان تر بود

هر دم از لعل تو چشمم گوهرافشان تر بود

گر چه نتواند ز جا جنبید سرو جویبار

بر قدت از شاخ نی در آب لرزان تر بود

گفتیم یک بوسه خواهی یا دو دشنام از لبم

هر چه کمتر جان من دانی که آسان تر بود

چاره حیرانی خود زیر بار عشق تو

هر که را پرسم ز من صدبار حیران تر بود

مهرت اندر جان و جان در دل دل اندر بر نهان

کردم و زین نیز می خواهم که پنهان تر بود

ز آتش دل پیرهن بر من بسوزد خرقه هم

گرنه هر یک در برم از آب مژگان تر بود

بلبل خوشخوان چو وصف گل سراید در چمن

گفته جامی که خواند هر که خوشخوان تر بود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام