گنجور

شمارهٔ ۲۰۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

چشمت ز غمزه تیغ و ز مژگان خدنگ ساخت

با عاشقان غمزده اسباب جنگ ساخت

بر من ز جورت این همه سختی که می رسد

می بایدم تنی چو دل تو ز سنگ ساخت

پی چون به شهر وصل برد بارگی صبر

کش سنگلاخ بادیه هجر لنگ ساخت

عیبم مکن به تنگی دل چون غمت فزود

استاد فطرت از ازل این خانه تنگ ساخت

مجموعه ای ست هر ورق گل ز حسن تو

مرغ چمن چرا به همین بوی و رنگ ساخت

سنگ جفای عشق تو در یکدگر شکست

هر چند عقل شیشه ناموس و ننگ ساخت

جامی گسست رشته تسبیح زهد را

خواهد به بزم دردکشان تار چنگ ساخت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.