گنجور

شمارهٔ ۱۹۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

کس از خوبان وفا هرگز ندیده ست

جز آیین جفا هرگز ندیده ست

کند نادیده آن بدخو چنانم

که پنداری مرا هرگز ندیده ست

دل زان چشم جادو شیوه ها دید

کز آهوی خطا هرگز ندیده ست

خراش دل چه گویم کان گل اندام

ز خار آزار پا هرگز ندیده ست

نیاید جز کسی را دجله در چشم

که آب چشم ما هرگز ندیده ست

جدا زان مه چه سان مانم که تن را

کسی بی جان بقا هرگز ندیده ست

بلا باشد غم خوبان و جامی

خلاصی زین بلا هرگز ندیده ست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور