کس از خوبان وفا هرگز ندیده ست
جز آیین جفا هرگز ندیده ست
کند نادیده آن بدخو چنانم
که پنداری مرا هرگز ندیده ست
دل زان چشم جادو شیوه ها دید
کز آهوی خطا هرگز ندیده ست
خراش دل چه گویم کان گل اندام
ز خار آزار پا هرگز ندیده ست
نیاید جز کسی را دجله در چشم
که آب چشم ما هرگز ندیده ست
جدا زان مه چه سان مانم که تن را
کسی بی جان بقا هرگز ندیده ست
بلا باشد غم خوبان و جامی
خلاصی زین بلا هرگز ندیده ست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر تجربههای دلشکسته و یادآوری مفاهیم عشق و جدایی است. شاعر میگوید که هیچکس وفای واقعی را ندیده و تنها جفا را تجربه کرده است. او احساس میکند که فردی که بدرفتاری میکند، او را بهخوبی درک نکرده و از عمق درد و آلامش بیخبر است. شاعر به آسیبهای عاطفی و ناامیدی ناشی از عشق اشاره میکند و معتقد است که هیچکس نمیتواند درکی از درد و رنج او داشته باشد. در نهایت، او به غم و اندوهی اشاره میکند که ناشی از محبت و اشتیاق به خوبان است و این غم را به نوعی بلا توصیف میکند.
هوش مصنوعی: هیچکس از نیکان وفاداری را تجربه نکرده است، به جز اینکه فقط بیوفایی را دیده است.
هوش مصنوعی: بدخلق به گونهای با من رفتار میکند که گویی هرگز مرا ندیده و برخی از احساسات و ارتباطات ما برای او قابل تصور نیست.
هوش مصنوعی: دل از آن چشمان جادوگر، روشهایی را مشاهده کرد که آهوی خطا هرگز نتوانسته بود آنها را ببیند.
هوش مصنوعی: چه بگویم از درد دل، که این موجود زیبا و خوشاندام هرگز از خار پا آزار ندیده است.
هوش مصنوعی: تنها کسی میتواند دجله را در چشمانش ببیند که هرگز اشکهای ما را ندیده باشد.
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از آن ماه نازنین دور بمانم، در حالی که هیچکس هرگز نتوانسته است بدنی را که روحی ندارد، زنده نگه دارد؟
هوش مصنوعی: دغدغه و رنجی که خوبان دارند، یک معضل است و کسی هرگز نتوانسته از این معضل نجات یابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.