گنجور

 
جامی
 

نظامی - رحمه الله تعالی، وی از گنجه است و فضایل و کمالات وی روشن، احتیاج به شرح ندارد آنقدر لطایف و دقایق و حقایق که در کتاب پنج گنج درج کرده است کس را میسر نیست بلکه مقدور نوع بشر نیست و بیرون از آن کتاب از وی شعر کم روایت کرده اند و این غزل از سخنان وی است:

جو به جو محنت من زان رخ گندمگون است

که همه شب رخ چون کاهم ازان پرخون است

دانه گندم او سنبل تر دارد بار

کمترین خوشه او سنبله گردون است

من نخوردم بر ازو صبرم ازو گندم خورد

کز بهشت در او چشم رهی بیرون است

از ترازوی دو زلفش چو جوی مشک خرم

گندمی خواهم افزون که سخن موزون است

من چو گندم شده ام از غم او دل به دو نیم

وین غم او را به یکی جو که نظامی چون است