گنجور

بخش ۵۲ - نصیحت کردن حکیم سلامان را

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال
 

چون شه از پند سلامان شد خموش

شد حکیم اندر نصیحت سخت کوش

گفت کای نوباوه باغ کهن

آخرین نقش بدیع کلک کن

حرفخوان دفتر هفت و چهار

خط شناس صفحه لیل و نهار

خازن گنجینه آدم تویی

نسخه مجموعه عالم تویی

قدر خود بشناس و مشمر سرسری

خویش را کز هر چه گویم برتری

آن که دست قدرتش خاکت سرشت

حرف حکمت در دل پاکت نوشت

پاک کن از نقش صورت سینه را

روی در معنی کن آن آیینه را

تا شود گنج معانی سینه ات

غرق نور معرفت آیینه ات

چشم خویش از طلعت شاهد بپوش

بیش ازین در صحبت شاهد مکوش

چیست شاهد صورتی پر عار و عیب

از هوس نی دامنش پاک و نه جیب

بر چنین آلودگی مفتون مشو

وز حریم عافیت بیرون مشو

نطفه در تن مایه بخش جان توست

قوت اعضا قوت ارکان توست

ای ز شهوت با تن و جان در ستیز

گوش دارش خواهی و خواهی بریز

بودی از آغاز عالی مرتبه

بر فراز چرخ بودت کوکبه

شهوت نفست به زیر انداخته

در حضیض خاک بندت ساخته

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام