دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم
کجا چشمی که بیند آن تماشائی که من دارم
دگر دیوانه ئی آید که در شهر افکند هوئی
دو صد هنگامهٔ خیزد ز سودائی که من دارم
مخور نادان غم از تاریکی شبها که میآید
که چون انجم درخشد داغ سیمائی که من دارم
ندیم خویش میسازی مرا لیکن از آن ترسم
نداری تاب آن آشوب و غوغائی که من دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به قدرت و زیبایی دیدگاه و حالات خود اشاره میکند. او میگوید که دیگران نمیتوانند همچون او چیزهای حیرتانگیز را ببینند و تجربه کنند. دیوانگی و شور و شوق او به اندازهای است که میتواند در شهر هیاهوی زیادی برپا کند. او به نادانان توصیه میکند که از تاریکی شب نترسند، زیرا در درون او نوری درخشان وجود دارد. اما او از این میترسد که دوستیاش نتواند آشفتگی و شلوغی احساساتش را تحمل کند. به طور کلی، شاعر به توصیف شدت احساسات و تجربیات منحصر به فرد خود میپردازد.
هوش مصنوعی: دو دنیا را میتوان با چشمی که من دارم مشاهده کرد، اما کجا میتوان چشمی یافت که بتواند آن تماشاهایی را ببیند که من دارم؟
هوش مصنوعی: دوباره شخصی دیوانهای به شهر میآید که شور و هیاهو به پا میکند. دو صد حادثه و جنبش به خاطر احساسات و جنون من روی میدهد.
هوش مصنوعی: نگران شبهای تاریک نباش، زیرا این شبها نیز به پایان میرسند و مانند ستارهها که در آسمان میدرخشند، شادی و زیبایی من نیز روزی نمایان خواهد شد.
هوش مصنوعی: دوست من مرا به آرامش و دوستی نزدیک میکند، اما من نگرانم که توانایی تحمل هیجان و درگیری شدیدی که در دل دارم را نداشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جنون در چوب گل پیچد ز سودایی که من دارم
کند زنجیر شور از دست غوغایی که من دارم
ز عشق گلرخان نه دین من برجاست، نه دنیا
نصیب کس مبادا دین و دنیایی که من دارم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.