گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۹

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

من نگویم که: وفا یار مرا بایستی

اندکی صبر دل زار مرا بایستی

زین همه خواب که بخت سیه من دارد

اندکی دیده بیدار مرا بایستی

هر کجا شیوه دلجویی و احسان دیدم

غیرتم کشت که: دلدار مرا بایستی

ذوق پیکان ترا صید ندانست، دریغ!

زخم آن سینه افگار مرا بایستی

لطف خوبان دگر نیست علاج دل من

این صفت یار ستمگار مرا بایستی

در جهان قاعده مهر و وفا نیست، ولی

یار بی رحم و جفاگار مرا بایستی

وصف آن روی چو مه پیش هلالی گفتم

گفت: این شمع شب تار مرا بایستی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام